سيد حسن آصف آگاه

37

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

كه با دولت و سعادت اين پادشاه خروج كرده است ، و دربارهء اين فقيران شفقت تمام امداد نموده و در دين چنين مىنمايد كه آن ورجاوند از شهر تبّت بيرون آيد و كينكان شهر نيز گويند . تحقيق آن‌كه اين شهر ميانهء خطا و هند است . التماس آن‌كه پيش آن عزيزان آن‌چه معلوم است نبشته بازنمايند . و ديگر سخنان در باب اين مهّمات بود كه نبشتن آن مصلحت نديد » . ( از روايت نريمان هوشنگ ) « درآمدن ورجاوند كه هر گروهى او را به نامى خوانند ، همه‌كس چشم انتظار به راه داريم . هروسپ آگاه مىداند كه كى [ در چه زمانى ] ظهور خواهد كرد ، اما نشانى چند پيش از آمدن ورجاوند گفته‌اند و نشانه‌ها بعضى اثر كرده . اميدوارى چنان است كه در اين زودى ظهور خواهد كرد » . ( از روايت دستور برزو ) علائم آخر الزمان - نشانه‌هاى ظهور منجى زرتشتى « و همهء آفريدگان اورمزد باز چنان بىآفت شوند كه در آغاز وى آنان را آفريد و خلق كرد » . ( مينوى خرد ، پرسش 7 ، بند 16 ) « هنگامى كه سه ماه به رستاخيز مانده است همانا نبردى بزرگ باشد ، همچنان‌كه در آغاز آفرينش آفريدگان ، نود شبانروز با اهريمن كارزار بود . كارزارى كه سى شبانروز آن به‌صورت باران خرفستركش ( - كشنده جانداران زيان‌كار ) [ بود ] ، سى شبانروز به‌صورت تابش شبنم ( ؟ ) كه بدان گياه روييد ، سى شبانروز به‌صورت باد كه آب را براند ، زمين را زيردار ( - پست ) و زبردار ( - بلند ) ، گود و تخت ( - هموار ) بكرد . اما چنان‌كه آن نبرد بزرگ در آغاز با بارش آب و [ وزيدن ] باد ، آب‌افزاى بود ، آن‌كه [ در پايان است ] با تابش و تف ( - گرما ) آتش و باد سخت ، آتش‌افروز است . چنان‌كه آن نبرد و جنگ‌هاى ايزدان با ديوان در نود شبانروز بود ، در آن پايان ، آشكاره به پيدايى ( - به وضوح ) شب‌ها در فضا ، بارهء آتشين ، اسب مانند [ و ] آتش‌پيكر ، مردديس ( - به شكل مرد ) ، داراى انديشهء مينوى ديده شود ، [ جهانيان